معرفی وبلاگ
سلام من tara59 کارشناس علوم ارتباطات امیدوارم لحظات خوبی را در دهکده جهانی سپری کنید.
صفحه ها
دسته
فیدها
دوستان سايت
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 495383
تعداد نوشته ها : 811
تعداد نظرات : 106

استخاره آنلاین با قرآن کریم


فال حافظ

Rss
طراح قالب
GraphistThem225
 
فيلمبرداري تازه ترين سريال داوود ميرباقري در حالي ادامه دارد كه اكبر عبدي در اين سريال در نقش كله پزي استقلالي ظاهر شده است.
 
شبكه ايران: فيلمبرداري تازه ترين سريال داوود ميرباقري در حالي ادامه دارد كه اكبر عبدي در اين سريال در نقش كله پزي استقلالي ظاهر شده است.

 اين سريال «شاهگوش» نام دارد و براي پخش از شبكه نمايش خانگي آماده مي شود.




دسته ها : خبر
پنجم 5 1392 14:12
 
دارا صباحي بوچوان مي خواست نويسنده داستان هاي علمي – تخيلي و فضايي باشد اما دست سرنوشت او را به يك سازمان علمي واقعي برد، سازماني كه موشك هاي واقعي به ماه و مريخ مي فرستد. دارا صباحي، حالا بعد از گذشت اين همه سال يكي از مهندسان توانمند «JPL» از زيرمجموعه هاي ناسا در آمريكاست. گفتگوي اختصاصي «سرنخ» با اين ايراني موفق در آن سوي آب ها را از دست ندهيد.
 

برترين مجله اينترنتي ايران

همشهري سرنخ: همه چيز از يك عكس فضايي پشت ويترين مغازه اي در اهواز شروع شد. «دارا» 9 ساله، دست مادرش را گرفته بود و در خيابان هاي تفتيده اهواز راه مي رفت كه يك عكس فضايي ساختگي روي جلد مجله كيهان بچه ها. نگاهش را به خود جلب كرد. از آنجا بود كه دارا عاشق داستان هاي علمي – تخيلي شد. بعد از آن رفت سراغ خواندن كتاب هاي ژول ورن و بقيه كتاب هاي علمي – تخيلي كه در بازار كتاب جا خوش كرده بودند

دارا صباحي بوچوان مي خواست نويسنده داستان هاي علمي – تخيلي و فضايي باشد اما دست سرنوشت او را به يك سازمان علمي واقعي برد، سازماني كه موشك هاي واقعي به ماه و مريخ مي فرستد. دارا صباحي، حالا بعد از گذشت اين همه سال يكي از مهندسان توانمند «JPL» از زيرمجموعه هاي ناسا در آمريكاست. گفتگوي اختصاصي «سرنخ» با اين ايراني موفق در آن سوي آب ها را از دست ندهيد.

مهندس ايراني سفينه هاي مريخي

براي شروع مي خواهيم درباره خودتان و گذشته تان بيشتر بدانيم. يعني زماني كه در ايران بوديد؟

- من دارا صباحي هستم و در سال 1337 به دنيا آمدم. ما تا 15 سالگي من يعني سال 1352 خورشيدي در ايران بوديم اما بعد از آن، چون پدرم مي خواست دكترايش را بگيرد به آمريكا رفتيم و من ادامه درس هايم را در آمريكا گذراندم. دو سال آخر دبيرستان را در كاليفرنيا بودم و در سال 1360 خورشيدي ليسانسم را در رشته راه و ساختمان از دانشگاه UCLA گرفتم. هميشه در ذهنم مي گذشت كه روزي نويسنده داستان هاي علمي – تخيلي خواهم شد. هنوز هم دوست دارم داستان هاي علمي – تخيلي بنويسم چرا كه آشنايي ام با دانش فضايي بيشتر از راه داستان هاي علمي – تخيلي بود و خودم هم فكر مي كردم يك روز نويسنده بشوم اما راستش هيچ وقت فكر نمي كردم روزي در سازماني كار كنم كه خودش سفينه به فضا مي فرستد!

چه شد كه با داستان هاي فضايي آشنا شديد؟ نخستين برخوردتان باا فضا چه زمان اتفاق افتاد؟


- خوب يادم مي آيد، بچه بودم.حدود 8 يا 9 سال داشتم. دست مادرم را گرفته بودم و با هم در خيابان هاي اهواز راه مي رفتيم كه رسيديم به يك مغازه. پشت ويترين يك جلد از مجله كيهان بچه ها بود كه روي جلدش يك عكس فانتزي از فضانوردان در كره ماه را كار كرده بودند. اين عكس را كه ديدم به فضا و داستان هاي فضايي علاقمندش دم. آن زمان زياد كتاب در دسترس نبوداما شروع كردم به خواندن كتاب هاي ژول ورن و به مرور، علاقه ام به موضوعات علمي بيشتر شد.

نخستين پرتاب انسان به كره ماه هم بايد يادتان مانده باشد؟


- آن شب را خيلي خوب يادم مانده. كلاس پنجم دبستان را تمام كرده بودم و داشتم كلاس ششم را جهشي مي خواندم. در نتيجه تمام تابستان را مشغول درس خواندن بودم. آن زمان 11 ساله بودم و آپولو 11 به وقت ايران حدود 2 يا 3 بامداد به روي ماه مي نشست. از مادرم اجازه گرفتم كه آن شب را بيدار بمانم و فيلم فرود انسان به ماه را ببينم. يادم هست كيفيت تصوير خيلي بد بود و وقتي آرمسترانگ پايش را روي ماه گذاشت، ما فقط يكسري نور و سايه مي ديديم اما همين هم برايم جالب بود.

پس چه شد سر از ناسا درآورديد؟


- واقعا بخشي از اين اتفاق شانسي بود. من مهندسي راه و ساختمان خوانده ام و براي يك شركت مهندسي كه آشيانه هواپيما مي ساخت كار مي كردم. در همين شركت روي پروژه اي مربوط به تونل تست هوا كار مي كرديم كه دو تا سه سال زمان برد. در اين پروژه از تكنيك پيشرفته اي استفاده كردم كه ناسا در آن زمان به كار مي برد. در حال اجراي پروژه بوديم كه كسي از JPL، از سازمان هاي وابسته به ناسا، آمد سراغم و گفت اين كاري كه انجام مي دهي خيلي جالب است، درباره اش يك مقاله بنويس من هم يك مقاله نوشتم و قرار بود در همايش انجمن مهندسي مكانيك آمريكا كه در سال 1989 ميلادي (1368 خورشيدي) بر پا شده بود، از آن دفاع كنم.

مهندس ايراني سفينه هاي مريخي

پس شما از آن مقاله دفاع كرديد، ايده تان پذيرفته شد و ناسا به شما پيشنهاد همكاري داد، درست است؟

- درست برعكس. من هيچ وقت از آن مقاله دفاع نكردم. راستش اصلا سر جلسه دفاع حاضر نشدم. در آن زمان خيلي ذهنم مشغول بود. از يك طرف درگير كار بودم و از طرف ديگر، پدرم با سرطان دست و پنجه نرم مي كرد. همه چيزم به هم ريخته بود. به هيچ وجه به فكر دفاع نيفتاده بودم. به جاي اينكه بروم به همايش انجمن مهندسان مكانيك، به «كانزاس» رفتم تا به يكي از پروژه هايم برسم. نتيجه اينكه مقاله روي زمين ماند و اسپانسرم عصباني شد. هنوز دو هفته از اين جر و بحث نگذشته بود كه با كارفرماي شركت حرفم شد و كارم را رها كردم. همه چيز به هم ريخته بود. در عرض دو هفته، هم دفاع مقاله ام را فراموش كرده بودم و هم كارم را از دست داده بودم. حالا بايد با يك عالمه خرج و قسط خانه و گرفتاري دنبال كار مي گشتم. در همين گير و دار بود كه ياد آن مهندس در JPL افتادم.

پس شما به وسيله او به ناسا راه پيدا كرديد؟


- به طور مستقيم نه. او چند شماره به من داده بودم و گفته بودم با اينها تماس بگير شايد بتوانند كمكت كنند. من هم زنگ زدم. نمره هاي درسي ام را كه مي پرسيدند به من طعنه زدند كه ناسا كسي را با چنين نمره هايي نمي پذيرد و گوشي را مي گذاشتند. طوري برخورد مي كردندكه انگار جسارت بزرگي كرده ام كه با ناسا تماس گرفته ام. من هم بي خيال شدم و باز دنبال كار گشتم اما چند روز بعد، در ماه سپتامبر 1989 (شهريور 1368) يك نفر از JPL زنگ زد و گفت بيا كارت داريم. تعجب كردم اما رفتم و استخدام شدم. باورتان مي شود اگر بگويم غيبت من سر جلسه ارائه مقاله باعث استخدامم در ناسا شده بود؟

يعني سردرگمي شما در آن روزها باعث شد كه بزرگترين شانس زندگي تان به شما رو كند؟ چطور ممكن است؟ بيشتر توضيح مي دهيد؟


- وارد دفتر كه شدم مردي را ديدم كه پشت ميز نشسته مقاله من هم روي ميزش بود. خيلي آرام گفت، تو زنگ زده بودي اينجا و دنبال كار مي گشتي؟ آرام سرم را پايين گرفتم و گفتم بله، من بودم. گفت: «مقاله ات را خوانده ام. جالب است. در آن همايش كه كنگره مهندسان مكانيك برگزار كرده بود، نشسته بودم كه دفاعت را ببينم اما تو نيامدي. چند بار هم صدايت كردند اما پيدايت نشد.» اين آقا نام مرا از همانجا يادش مانده بود و براي همين هم دعوتم كرد كه به JPL بروم و مشغول كار شوم.

مقاله تان درباره چه چيزي بود؟ به هر حال حتما موضوع جالبي بوده كه يك نفر از خود JPL تماس مي گيرد و شما را دعوت به كار مي كند.


- ايده جالبي داشتم كه تا آن روز كسي انجامش نداده بود و قرار شد ناسا از اين طرح در بخشي از ايستگاه فضايي بين المللي (ISS) استفاده كند. البته اين ايده زماني به كار مي آمد كه كامپيوترها يك مگابايت ظرفيت داشتند و مفهومي به اسم شبكه هنوز به وجود نيامده بود.

احساستان چه بود وقتي گفتند مي توانيد در يكي از زيرمجموعه هاي ناسا كار كنيد؟


- آنطور كه فكر مي كنيد احساس شگفتي نمي كردم. فقط به چشم يك كار تازه به اين شغلم نگاه مي كردم. واقعيت اين بود كه بيكار شده بودم و بايد با قسط ها و حرج هايم كنار مي آمدم. در واقع برايم صرفا مهم بود كه كار گير بياورم، هر جاي ديگر به جز JPL هم بود، مي رفتم. اصلا در اين فكر نبودم كه اينجا ناسا هست يا جاي ديگر. البته برايم كمي جالب وبد اما نه آنقدرها.

اولين مسئوليت شما در JPL چه بود؟


- اولين كاري كه به من دادند، مهندسي ساختمان سفينه بود كه با نيروهايي كه به بدنه فضاپيما وارد مي شوند، مرتبط است. اين كار كمي با رشته ام مرتبط بود.

شما با نمره هايي متوسط در يكي از زيرمجموعه هاي ناسا مشغول به كار شده ايد. اين را يك خوش شانسي مي دانيد؟


- واقعيتش اين است كه فرصت را داشتم كه ناسا قبولم كرد. در واقع اولين فرصتم اين بود كه در اينجا مشغول به كار شدم. فرصت دوم هم اين بود كه زير دست يكي از بهترين مهندسان JPL كار مي كردم كسي كه اگر نبود، نه من آنجا مي ماندم نه اينكه اينقدر كار برايم جالب مي شد. 10 سالي براي او كار كردم و پيشرفت هايم را مديون او هستم، مردم عادي او را نمي شناسند. اما او طراح تمام سفينه هاي معروف ناسا از جمله ووي جر – Voyager – است، سفينه هايي كه هنوز هم بعد از گذشتن چند دهه به كار خودشان در فضا ادامه مي دهند. بدون شك تمام چيزهايي كه ياد گرفتم به خاطر وجود او بوده است.

بگذاريد دوباره برگرديم به نخستين روزهايي كه در JPL كار مي كرديد. آيا كار در ناسا را دوست داشتيد؟

- تا 3-2 سال اول، روي پروژه هاي مختلف كار مي كردم از جمله روي پروژه اي كه مربوط به شاتل هاي فضايي مي شد اما هيچ كدام برايم جذابيت چنداني نداشتند. كارهاي اداري كه من از آنها متنفر بودم، زياد بود و كارهاي فني كه من دوستشان داشتم كم، يواش يواش داشتم دلسرد مي شدم كه شانس ديگري به من رو كرد. سال 1993 ميلادي (1372)، همزمان با راه اندازي پروژه فضاپيماي رهياب (Path finder) يكي از بهترين همكارانم به من گفت آيا مي خواهي روي اين پروژه كار كنيم؟ من هم دقيقا نمي دانستم جريان چيست اما قبول كردم. همين پروژه مقدمه اي شد براي اينكه من مسئول فرود تمام پيماهايي باشم كه قرار بود در آينده روي مريخ فرود بيايند.

اين طرح چه ويژگي خاصي داشت كه شما را دوباره جذب كرد؟


- اين پروژه من را با يك چالش جديد روبرو مي كرد. پروژه اي شبيه به اين 20 سال قبل و زمان طراحي فضاپيماهاي وايكينگ اجرا شده بود و حالا بعد از اين همه سال، خيلي از آن آدم ها يا بازنشسته شده يا فوت كرده بودند، براي همين دوباره بايد همه چيز را طراحي مي كرديم و اين چالش بزرگي بود. در نتيجه من اولين كسي بودم كه طرز فرود آمدن سفينه «راهياب» (Paht finder) را طراحي كردم و همانطور كه گفتم اين پروژه باعث شد بعدها در بخش فرود فضاپيماهايي كه مقصدشان مريخ است، مهندس ارشد باشم.

سفينه هاي مريخي ديگري كه فرودشان را برنامه ريزي كرده ايد، كدام ها بوده اند؟


- من نشستن 5 سفينه را ديده ام و مسئول فرود همه آنها و مهندس ارشد بخشي از فرودشان بوده ام در «رهياب» و «فونيكس» مهندس ارشد فرود بودم. در سفينه هاي «روح» و «فرصت» هم مهندس ارشد بخش مكانيكي بودم. در پروژه فضاپيماي «كنجكاوي» هم مهندس ارشد كل سفينه بودم.

جالب ترين پروژه از نظر خودتان كدام بوده؟


- جالب ترين پروژه براي من، «رهياب» بود چون اولين كارم به حساب مي آمد و خيلي هم سخت بود، چون كسي تا به حال انجامش نداده بود. پيش از «رهياب» چنين پروژه اي در فضاپيماهاي وايكينگ پياده شده بود ولي كساني كه آن پروژه را راه اندازي كردند، ديگر در دسترس نبودندو من در اين راه تنها بودم. هيچ كس نمي دانست چطور بايد اين كار رات انجام دهد و من بايد خودم با چنين چالشي روبرو مي شدم. پر از ترس و هيجان بودم اما مهم اين بود كه در طي اين پروژه اصول فرود آمدن سفينه بر سطح مريخ را ياد گرفتم.

جالب ترين بخش پروژه «رهياب» براي شما چه زماني بود؟


- جالب ترين قست اين پروژه براي من زماني بود كه بايد انتظار مي كشيديم تا اولين عكس ها از مريخ فرستاده شود. در آن لحظات، پر از هيجان بودم. نمي دانستم دقيقا چه چيزي را خواهم ديد. همانطور كه گفتم من 5 فرود را ديده ام و هر كدام احساس هيجان و وحشت خاص خودش را داشت. وحشت به اين خاطر كه مدام با خودت فكر مي كني اگر اين پروژه درست كار نكند ممكن است كارم را از دست بدهم و ... اينقدر احساسات زياد است كه نمي شود توضيح داد ولي اگر بخواهم خلاصه اش كنم، مي گويم در زمان فرود يك سفينه بر سطح مريخ، همه مان پر از هيجان و ترس هستيم. هر چقدر بيشتر با سفينه ات اخت باشي و بهتر آن را بشناسي، بيشتر هم مي ترسي چون مي داني كه صد راه براي شكست پروژه وجود دارد. اين احساسات تا ماه ها درونت مي ماند. باور بكنيد يا نه، تا 6 ماه بعد از اينكه «كنجكاوي» يا موفقيت بر سطح مريخ نشست، هنوز من خواب مي ديدم كه ما در اتاق فرمان نشسته ايم و مشغول انجام دادن يكي از كارهاي عقب افتاده مان هستيم.

ايراني هايي كه در JPL كار مي كنند را مي شناسيد؟


- يك بار با يكي از دوستان درباره ايرانياني كه در ناسا كار مي كنند صحبت مي كرديم و او گفت كه حدود 100 ايراني در JPL مشغول هستند. البته من همه شان را نمي شناسم. با بعضي دوست صميمي هستيم و با برخي ديگر هم رابطه مان صرفا در حد همكار است. ايراني هايي كه اينجا هستند دو گروهند. يك گروه كه در آمريكا به دنيا آمده و همينجا بزرگ شده اند كه سخت مي شود پيدايشان كرد چون لهجه اي آمريكايي دارند و يك گروه هم بقيه ايرانيان مهاجر كه پيدا كردنشان خيلي راحت تر است. آخرين پروژه اي كه درباره مريخ داشتيم، پروژه كنجكاوي بود كه چند ايراني در آن حضور داشتند.

از روزهاي پرخاطره تان بگوييد. از ترس ها و شكست ها، از اشك ها و لبخندهايتان در اتاق فرمان.


- يكي از روزهاي سرد ژانويه 2003 كه سفينه «روح» داشت روي مريخ فرود مي آمد را خوب به يادم مانده. من مسئول بخشي از پروژه بودم كه نياز به خلاقيت بالايي داشت و نرم افزاري برايش طراحي نشده بود، يعني بايد همه كارها را خودمان دستي انجام مي داديم، براي همين، كار سخت شده بود.

روز فرود «روح» بر سطح مريخ، درست در ميانه پروژه فرود، ما براي چند دقيقه سيگنال سفينه را از دست داديم. در آن شرايط، تنها كاري كه از دستمان برمي آمد، صبر كردن بود. يادم هست كه در آن چند دقيقه، هيجان و تمركز شديدي داشتم و با جديت دنبال يك سيگنال، هر چند ضعيف مي گشتم. وقتي دست آخر سيگنال را دوباره دريافت كرديم به دستم نگاه كردم و ديدم از بس ناخن را روي دستم فشار داده ام از چند جا بريده است اما خوبي اش اينجا بود كه كار با موفقيت به پايان رسيد.

خاطره بدي هم در ذهنتان مانده؟


- خاطره هاي بد مربوط به شكست هاست. يادم هست پروژه اي داشتيم كه قرار بود سفينه روي يك دنباله دار فرود بيايد اما شكست خورديم. اين خاطره، خيلي برايم تلخ بود.

چندي است يك پروژه پر سروصداي مريخي راه اندازي شده كه هدفش فرستادن چند نفر به كره مريخ تا چند سال ديگر است. فكر مي كنيد چنين ايده اي يعني فرستادن فضاپيماي سرنشين دار به مريخ چقدر عملي باشد؟


- زمان هاي مختلفي را براي راه اندازي اين پروژه شنيده ام. يكي مي گويد 2018، ديگري باور دارد 2020 و در جايي هم مي خوانيم كه سال 2030 اولين سري انسان ها به مريخ مي روند. اين نظم نداشتن نشان مي دهد كه برنامه ريزي دقيقي براي اين پروژه وجود ندارد. از طرف ديگر بودجه مورد نياز براي اجراي چنين ايده اي بسيار زياد و چيزي حدود 50 ميليارد دلار است كه براي فراهم كردنش بايد سراغ شخصيت هاي حقيقي بروند و من فكر مي كنم تنها كساني مثل بيل گيتس بتوانند هزينه اجراي چنين پروژه اي را فراهم كنند.

به نظر من چنين دستاوردي تا سال 2030 به دست خواهد آمد به اين شرط كه تكنولوژي تا آن زمان پيشرفت خوب و قابل توجهي داشته باشد. بگذاريد يك مقايسه بكنم. در وضعيت كنوني و با تكنولوژي كه امروز در اختيار داريم، ما مي توانيم سفينه هاي بدونس رنشين با وزن يك تن را به مريخ بفرستيم اما براي اينكه فرستادن انسان به مريخ عملي باشد، بايد يك محموله 5 تني را به فضا فرستاد و اين مستلزم دست يافتن به تكنولوژي پيشرفته تر و به دست آوردن سرمايه بيشتر است. مي دانيد مشكل چنين ايده هايي چيست؟ سازمان هايي كه اين ايده ها را مطرح مي كنند، تجربه خيلي كمي دارند و به خاطر همين، همه چيز را خيلي ساده و كم خرج مي بينند ولي بعد كه داخل گود مي روند، تازه مي فهمند جريان از چه قرار است.

مهندس ايراني سفينه هاي مريخي


اگر بر فرض، چنين پروژه اي موفقيت آميز باشد، شما حاضريد جزو نخستين مسافران مريخ باشيد؟


- در اين سن نه. اگر جوانتر بودم قضيه فرق مي كرد اما الان نه. چون در سني كه من هستم آدم درد و مشكلاتي دارد كه اجراي چنين سفري را دشوار مي كند.

كسي كه در يك سازمان فضايي بزرگ كار مي كند بايد چه ويژگي هايي داشته باشد؟


- غير از اين كه درسش بايد عالي باشد و در شته هاي مرتبط با علومفضايي مثل فيزيك، هوافضا و ... تحصيل كرده باشد، بايد هنرمند قابلي هم باشد. من مهندسان زيادي را تربيت كرده ام اما موفق ترين آنها كساني هستند كه هم مهندس هستند، هم همرمند. يعني بايد از هر دو حيث توانايي داشته باشند.

براي آمدن به ناسا بايد شجاع بود


هنر شيوه آفرينش و اختراع را به آدم ياد مي دهد و اين همان كاري است كه ما در ناسا انجام مي دهيم. كسي كه نقاشي مي كند دارد يك اثر هنري را اختراع مي كند و كسي كه مشغول نواختن يك موسيقي است، دارد آن را بازآفريني مي كند. كار ما در JPL يا بخش هاي ديگر ناسا، آفرينش و اختراع كردن است. در خيلي از رشته هاي مهندسي، كار بر اساس يك سري كد و قانون انجام مي شود اما در كار ما هيچ قانوني وجود ندارد و همه چيز براساس اختراع و ابتكار جلو مي رود. در نتيجه هنر، بخش مهم و اوليه كار ماست. بهترين مهندساني كه ديده ام نقاش، موزيسين و هنرمندان قابلي بوده اند كه كار مهندسي را هم به خوبي انجام مي داده اند.

ويژگي ديگري كه يك مهندس سازمان فضايي بايد داشته باشد، اراده قوي و تمركز زياد روي كار است. در ضمن هر كسي كه اينجا كار مي كند بايد به موفقيت باور داشته باشد. افراد منفي باف و نگران و كساني كه دايم فكر مي كنند هيچ چيز درست پيش نمي رود، معمولا موفق نمي شوند چون كار سخت است. در كار ما خطرپذيري حرف اول را مي زند. آدمي كه توي اين كار مي آيد بايد اهل ريسك كردن باشد. خيلي از پروژه ها شكست مي خورند و اين موضوع به آدم ها صدمه مي زند اما باز هم ريسك كردن مهم است. بگذاريد يكي از حرف هاي دوستم در اين زمينه را نقل كنم. هميشه وقتي از رئيس مهندسان بخش فرود سفينه هاي وايكينگ مي پرسيدند چه آدم هايي مي توانند به ناسا بيايند مي گفت: «اين كار براي آدم هايي كه ترسو هستند مناسب نيست، براي آمدن به ناسا بايد شجاع بود.»

دسته ها : خبر
پنجم 5 1392 14:12
 
كلاهبرداري كارت به كارت از رايج‌ترين شيوه‌ها براي فريب و خالي‌كردن حساب عابربانك و اينترنتي است.
 

خبرگزاري ايسنا: رييس پليس فتاي استان گيلان كلاهبرداري كارت‌به‌كارت را يكي از شيوه‌هاي فريب و خالي‌كردن حساب بانكي دانست و درباره راهكارهاي پيشگيري از آن به شهروندان هشدار داد.

سرهنگ ايرج محمدخاني با تاكيد بر اينكه شهروندان و دارندگان كارت‌هاي عابربانك بايد مراقب كلاهبرداري كارت به كارت و لو رفتن رمز اينترنتي حساب بانكي خود باشند، گفت: كلاهبرداري كارت به كارت از رايج‌ترين شيوه‌ها براي فريب و خالي‌كردن حساب عابربانك و اينترنتي است.

محمدخاني افزود: برخي افراد سودجو و فرصت‌طلب با ارسال پيامكي با اين مضمون كه «در قرعه‌كشي برنده جايزه شده‌ايد» يا تماس با شهروندان، صنوف، ادارات دولتي و خصوصي، شماره حساب عابربانك آنان را به شيوه‌هاي مختلف براي مثال خريد دوربين ديجيتال به مناسبت سالگرد ازدواج، مشاركت در امور خيريه، خريدزمين، پوشاك، لوازم‌خانگي، كالاهاي پزشكي و بهداشتي براي بيمارستان‌ها و غيره، به قصد واريز وجه، دريافت كرده و بعد از مدتي به قرباني زنگ زده از او مي‌خواهند حساب بانكي خود را كنترل كند در صورتي كه مبلغي به حساب قرباني واريز نشده است.

وي اضافه‌كرد: در ادامه فرد كلاهبردار با اعمال شيوه‌هاي متقلبانه، قرباني را پاي دستگاه عابربانك كشانده و با اعلام اين كه داراي حساب ارزي است از قرباني درخواست مي‌كند، زبان دستگاه ATM را به انگليسي تغيير داده و از عدم تسلط و آشنايي قرباني به زبان خارجي سوءاستفاده كرده و با شگرد خاصي علاوه بر تحصيل رمز اينترنتي حساب بانكي قرباني، باعث انتقال مبلغي به حسابي كه كلاهبردار آن را «كد» معرفي مي‌كند، مي‌شود.

رييس پليس فتاي گيلان، از شهروندان خواست به هيچ عنوان اعتنايي به اين‌گونه تماس‌ها و پيامك‌ها نكنند و توجه داشته باشند براي واريز وجه به حساب عابربانك آنان نيازي به حضور در كنار دستگاه خودپرداز نيست و عنوان اين موضوع كه در انتقال وجه با استفاده از شبكه شتاب اشكالي رخ داده، صرفاً شگردي است كه كلاهبرداران از آن براي خالي‌كردن حساب عابربانك و تحصيل رمز اينترنتي شهروندان استفاده مي‌كنند.

محمدخاني از شهروندان خواست در صورت روبه‌رو شدن با چنين مواردي مراتب را سريعا به پليس اطلاع‌دهند كه اسرع وقت نسبت به برخورد با متهمان اقدام شود.  

دسته ها : خبر
بیستم 6 1391 11:28
 
يك نوزاد كه تنها 4 هفته از تولدش گذشته بود به علت بيماري قلبي مادرزادي تحت عمل جراحي قلب قرار گرفت و به كوچكترين بيماري تبديل شد .
 
خبرگزاري مهر: يك نوزاد كه تنها 4 هفته از تولدش گذشته بود به علت بيماري قلبي مادرزادي تحت عمل جراحي قلب قرار گرفت و به كوچكترين بيماري تبديل شد كه تاكنون اين عمل را تنها چند روز پس از تولدش پشت سرگذاشته است.

فيبي ويتل همراه با يك بيماري قلبي مادرزادي متولد شد كه موجب مي شد قلب كوچكش تنها يك سوم از اكسيژن مورد نياز براي ادامه حيات را دريافت كند.

در نتيجه اين بيماري قلبي، اندازه قلب فيبي دو برابر اندازه طبيعي شد و از اندازه يك گردو به اندازه يك پرتقال رسيد.

شارلوت 27 ساله و كارل 32 ساله به عنوان والدين فيبي از وي به عنوان " شجاع دل " ياد مي كنند؛ چرا كه پس از انجام عمل قلب در بيمارستان كودكان آلدر هي به سرعت روند بهبودي را طي مي‌كند.


فيبي يك هفته پس از جراحي قلب

مادر فيبي اظهار داشت: فكر كردن به شرايطي كه فيبي كوچك پشت سر گذاشت بسيار دشوار است، در هفته هاي اول پس از تولد وي ظاهر سالمي داشت اما درون وي سلامت نبود.

وقتي فيبي تنها يك هفته داشت يك ذات الريه شديد را پشت سر گذاشت و به دنبال انجام آزمايشها و اسكنهايي از قلب وي نگراني نسبت به قلب وي افزايش يافت و با شرايط بحراني در بيمارستان بستري شد.

پزشكان بيماري وي را " شريان غيرعادي كوروناري چپ از شريان ريوي (ALCAPA) تشخيص دادند به اين معنا كه شاهرگ ماهيچه قلب وي اتصال مناسبي با قلب برقرار نكرده بود و اين امر مانع گرفتن اكسيژن كافي بوده است.

ظرف چند ساعت پزشكان تشخيص دادند كه اگر عمل جراحي قلب روي اين شريان قلبي انجام نشود جان فيبي در معرض خطر قرار دارد.

90 درصد از كودكاني كه با اين بيماري قلبي متولد مي شوند، آنقدر زنده نمي مانند كه در نخستين جشن تولد خود شركت كنند.


دو روز پس از جراحي در بيمارستان آلدر هي ؛ پزشكان نسبت به سرعت بهبود وي ابزار شگفتي كرده اند

از هر 20 هزار نوزاد كه متولد مي شود يك نفر از آنها به اين بيماري مبتلا است و اغلب تا چند هفته و يا چند ماه پس از تولد تشخيص داده نمي شود.


بيمارستان آلدر هي براي جراحي فيبي آماده مي شود، فيبي سه روز پس از جراحي را در بخش مراقبتهاي ويژه سپري كرد

پس از اين كه فيبي به اتاق جراحي منتقل شد پزشكان تلاش كردند كه والدين وي را براي بهبودي طولاني و دشوار فيبي آماده كنند، اما فيبي پس از اينكه تنها سه روز در بخش مراقبتهاي ويژه بود و يك هفته در بخش مراقبت بيماران قلبي سپري كرد آماده بازگشت به خانه بود.

اين جراحي به موقع مي تواند يك زندگي عادي براي فيبي به دنبال داشته باشد و مراجعات منظم به پزشك براي تنظيم ضربان قلب وي ضروري است.      
دسته ها : خبر
بیست و ششم 5 1391 14:1

شباهت‌ها و تفاوت‌هاي زلزله آذربايجان با زلزله بم

 رئيس پژوهشگاه زلزله‌شناسي و مهندسي زلزله با اشاره به شباهت‌ها و تفاوت‌هاي زلزله آذربايجان با زلزله بم گفت: در آذربايجان طي 15 ساعت 120 پس‌لرزه به ثبت رسيده كه ‌حساس بودن وضعيت را نشان مي‌دهد.

 

عباسعلي تسنيمي رئيس پژوهشگاه زلزله‌شناسي و مهندسي زلزله در گفت‌وگو با خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاري فارس، با اشاره به زمين‌لرزه بزرگ آذربايجان شرقي اظهار داشت: كمتر اتفاق مي‌افتد كه دو زلزله بزرگتر از 6 ريشتر در نزديكي هم اتفاق بيفتد.

تسنيمي با بيان اينكه گسل‌هاي فعالي در آن منطقه شناسايي نشده است، تصريح كرد: حتي گسل‌هايي كه مطالعات تاريخي مشخص كرده، بيشتر به تبريز نسبت داده شده‌اند، لذا ما وقوع همچنين زلزله‌اي را در اين ناحيه پيش‌بيني نمي‌كرديم و اين نشان مي‌دهد داده‌ها و اطلاعات تاريخي مي‌توانند تا حدودي سؤال برانگيز باشند.

وي با بيان اينكه براي مشخص شدن وضعيت گسل‌هاي منطقه نياز به مطالعات محلي است، اظهار داشت: پژوهشگاه يك تيمي كارشناسي براي ايجاد 17 ايستگاه لرزه‌نگاري موقت اعزام كرده كه اين تيم متشكل از اساتيد و محققين برجسته جهت ارزيابي دقيق‌تر و جمع‌آوري داده‌هاي بيشتر به منطقه اعزام شده‌اند تا مشخص كنند كدام گسل فعال شده است.

رئيس پژوهشگاه زلزله شناسي و مهندسي زلزله ادامه داد: بايد با مطالعات بيشتر و دقيق‌تر مشخص شود كه آيا نرخ ثبت داده قبل و بعد زمين‌لرزه اخير تغيير كرده است يا نه، تا قبل از اين بررسي نمي‌توان با قاطعيت اظهار داشت كه آيا گسل‌هاي ديگر به فعاليت افتاده‌اند يا خير.

تسنيمي با بيان اينكه اين زلزله هم نشان داد كه چه مقدار آسيب‌پذيري ما بسيار بالاست،‌ تصريح كرد: طي 15 ساعت 120 پس‌لرزه به ثبت رسيده كه ‌حساس بودن وضعيت را نشان مي‌دهد اما با توجه به تخليه انرژي عظيمي كه طي اين دو لرزه اتفاق افتاده، بعيد است كه به اين زودي‌ها گسل ديگري در آن نزديكي بخواهد فعال شود.

رئيس پژوهشگاه زلزله شناسي و مهندسي زلزله با اشاره به يكسان بودن قدرت زلزله اخير با قدرت زلزله بم، تصريح كرد: تفاوت عمده اين دو زمين‌لرزه اول در اين است كه زلزله بم در شهر بم اما زلزله آذربايجان شرقي در خارج از شهر اتفاق افتاد و نكته ديگر عمق اين دو زمين‌لرزه است كه در بم 8 كيلومتر و در اينجا 10 كيلومتر بود.

وي ادامه داد: يك كلاه قيفي شكل وارونه را در نظر بگيريد؛ نوك كلاه مركز زلزله است و هرچه عمق زلزله بيشتر باشد، سطح زلزله وسيع‌تر است.

تسنيمي در پايان با بيان اينكه ايران كشوري با گسل‌هاي فراوان و زلزله‌خيز است، تصريح كرد: ما نياز داريم هم‌ دامنه مطالعات‌مان را و هم‌ فرآيند ساخت و ساز ‌را با يكديگر همراه كرده و با توجه بيشتر به سطح ايمني مطلوب برسانيم و نبايد منتظر اتفاقات باشيم كه تازه به فكر بيفتيم.

دسته ها : خبر
بیست و پنجم 5 1391 5:45

توجيه شبكه من و تو براي كشتار مسلمانان ميانمار + سند

 

 

   ( تعداد نمايش: 362 )
 
 
شبكه من و تو
دوشنبه 23 مرداد 1391   -  10:51 ق.ظ
توجيه شبكه من و تو براي كشتار مسلمانان ميانمار + سند
تنها اشاره شبكه من و تو به اين خبر ، در سايت اين شبكه است كه ضمن خبري كوتاه ادعا كرده است : مردم ميانمار ، مسلمانان را فقط به عنوان مهاجر قبول دارند و آنها را جزء مردم به شمار نمي آورند.

 

 

به گزارش سرويس فرهنگي اجتماعي جام نيوز، شبكه من و توبرنامه ها و گزارش هايي با موضوعات مختلفي پخش مي كند. گزارش هايي از المپيك گرفته تا هفتادوپنجمين سالگرد زني كه مي خواست با هواپيما جهان گردي كند و گزارش از كوچكترين اتفاقات المپيك لندن و ...


در اين بين حتي يك گزارش كوتاه راجع به كشتار مسلمانان ميانمار پخش نشد تا جايي كه مخاطبين اعتراض خود را در سايت اين شبكه اعلام كردند.


تنها اشاره شبكه من و تو به اين خبر ، در سايت اين شبكه است كه ضمن خبري كوتاه ادعا كرده است : مردم ميانمار ، مسلمانان را فقط به عنوان مهاجر قبول دارند و آنها را جزء مردم به شمار نمي آورند.

 


البته شبكه من و تو نگفت كه مدرك آنها براي اين ادعا چيست و اينكه اگر هم مهاجر بودن مسلمانان اين كشور را بپذيريم آيا اين برخورد خشونت آميز با مهاجر صحيح است؟! آيا مي شود مردم يك كشور را به جرم اينكه مهاجر هستند (طبق ادعاي شبكه من و تو) كشت؟!

دسته ها : خبر
بیست و چهارم 5 1391 16:52

آزمايشات هولناك آمريكا بر روي انسان + تصاوير1:00 ب.ظ آزمايشات هولناك آمريكا بر روي انسان + تصاوير

آمريكا كارنامه سياهي در احترام به اولين حق طبيعي هر انسان، «زيستن»، دارد. با اطلاع از انجام جناياتي در قالب آزمايش‌هاي مختلف و بر اساس مانيفست اين نظام شيطان مدار ارتكاب هر گونه جنايت و ظلم و تعدي نسبت به وجود نوع «انسان» در مسير بسط قدرت تسليحاتي اين... در اين گزارش به فهرست كوتاهي از جنايات ضد بشري و ضد انساني نظام آمريكا اشاره مي‌شود. نظامي كه در وراي دم زدن از حقوق بشر كارنامه سياهي در احترام به اولين حق طبيعي هر انسان، «زيستن»، دارد. با اطلاع از ارتكاب چنين آزمايش‌هايي به نظر مي‌رسد كه بر اساس مانيفست شيطاني اين نظام شيطان مدار هر گونه جنايت و ظلم و تعدي نسبت به وجود نوع «انسان» در مسير بسط قدرت نظامي و تسليحاتي اين نظام آزاد بوده و مورد تاييد سردمداران چپاول گر آن است. 1- آزمايش‌هاي مربوط به كنترل ذهن در برنامه كنترل ذهن و پروژه موسوم به MKULTRA، سازمان سيا در بخشي از آزمايش‌ها از مواد روان گردان استفاده كرد. هدف كلي اين پروژه دست يابي به روش‌هايي براي تحت تاثير قرار دادن، كنترل و استخراج اطلاعات از ذهن افراد بود. براي انجام برخي از اين آزمايش‌ها دكتر كامرون (Donald Ewen Cameron) كه از همكاران سيا بود؛ از بين بيماران پذيرفته شده در كلينيكش استفاده كرد. اين بيماران اكثرا به دليل افسردگي و اضطراب به كلينيك او مراجعه كرده بودند. درماني كه براي ان‌ها در نظر گرفته شد بخشي از پروژه سيا بود كه زندگي طبيعي آن‌ها را دگركون كرد. در طي سال‌هاي ۱۹۵۷ تا ۱۹۶۴ دكتر كامرون به آزمايش شوك الكتريكي ۳۰ تا ۴۰ برابر مقادير استاندارد بر روي اين بيماران پرداخت. او از داروهايي استفاده كرد كه بيماران را براي ماه‌ها به كما مي‌برد. بيماران بسياري در اثر اين آزمايش‌ها توانايي تكلم و حافظه خود را از دست داده، هويت و پدر و مادر خود را فراموش مي‌كردند. به جهت سهولت تدابير امنيتي برخي از اين آزمايش‌ها بر روي كودكان انجام مي‌شد كه تا تجاوزات جنسي نسبت به اين كودكان توسعه يافته بوده است. كامرون، شوك الكتريكي ۳۰ تا ۴۰ برابر مقادير استاندارد را بر روي بيماران آزمايش مي كرد. 2- آزمايش گاز خردل بر روي سربازان در اتاق‌هاي گاز با شروع مطالعات بر روي تسليحات بيولوژيك و شيميايي در دهه چهل ميلادي، ارتش آمريكا براي سنجش كارايي اين تسليحات و به منظور آمادگي در مقابله با حملاتي از اين نوع آزمايش‌هايي را بر روي سربازان خود انجام داد. سربازان در حالي كه هيچ اطلاعاي از موضوع نداشتند تحت تاثير گاز خردل و ديگر عوامل شيميايي قرار گرفتند. براي آزمايش كارايي ماسك‌ها و لباس‌هاي ضد گاز، سربازان را پس از پوشيدن و نصب لوازم مربوطه در اتاق‌هاي گاز در بسته زنداني كرده و عوامل شيميايي را‌‌ رها كردند. برخي از اين عوامل به راحتي از لباس‌ها عبور كرده و پوست را مي‌سوزاندند. تاول‌هاي دردناك و التهابات پوستي شديد از نتايج تماس اين عوامل با پوست بود. در صورت استنشاق ريه سربازان شديدا ملتهب شده و تنفس براي آن‌ها غير ممكن مي‌شد. گزارش‌هايي موجود است كه نشان مي‌دهد علاوه بر سربازان از بيماران بستري شده در بيمارستان‌هاي مختلف ارتش نيز به عنوان مدل آزمايشگاهي براي آزمايش مواد شيميايي و بيولوژيك استفاده شده است. 3- بمباران شيميايي مردم براي بررسي چگونگي مديريت حمله‌هاي احتمالي شيميايي و بيولوژيك، ارتش با كمك سيا و دولت اقدام به رهاسازي برخي از عوامل شيميايي بر روي شهرهاي آمريكا كرد تا به عنوان مدلي براي مقابله با حمله‌هاي احتمالي استفاده كند. عوامل سيا در شهر Tampa Bay عامل سياه سرفه را انتشار دادند كه منجر به همه گيري شد و ۱۲ نفر جان خود را از دست دادند. در آزمايشي ديگر نيروي دريايي شهر سانفرانسيسكو را با عوامل بيماري زاي باكتريايي آلوده كرد كه در نتيجه بسياري از مردم به پنوموني دچار شدند. ارتش در آوون پارك، ساوانا و چند جاي ديگر ميليون‌ها پشه حامل ويروس‌هاي تب زرد و تب دانگو را‌‌ رها كرد كه موجب بيماري‌هاي فراواني از جمله تيفوئيد، تب‌هاي مختلف، مشكلات تنفسي و تولد نوزادان مرده شد. عوامل ارتش تحت عنوان گروه‌هاي بهداشتي به منطقه اعزام شدند و به جاي كمك رساني بهداشتي واقعي به بررسي نتايج آزمايش پرداخته و از درمان مردم جلوگيري كردند. 4- آلوده سازي گوآتمالا در دهه ۴۰ آمريكا اقدام به آزمايش كارايي پني سيلين براي مقابله با سيفليس بر روي شهروندان گوآتمالايي كرد. ابتدا از طريق رسوخ دادن فاحشه‌هاي آلوده به اين بيماري در بين مردم، افراد بي‌اطلاع و برخي بيماران بستري در كلينيك‌هاي رواني و سربازان آلوده شدند. اما انتشار بيماري با اين روش به حدي نرسيد كه مورد نظر تحقيقات بود. در نتيجه روش آلوده سازي مستقيم انتخاب شد كه طي آن باكتري‌هاي سيفليس بر روي بدن و صورت مردان پاشيده مي‌شد. در تعدادي از آلوده سازي‌ها باكتري از ميان مهره‌ها به مايع نخاعي افراد تزريق شد. پس از آلوده سازي جمعيت مورد نظر، بررسي روش‌هاي درماني شروع شد. اما عده‌اي از افراد آلوده شده بدون درمان‌‌ رها شدند. در اكتبر ۲۰۱۰ هيلاري كلينتون از بابت انجام اين ازمايش‌ها توسط آمريكا عذرخواهي كرد و اعلام كرد بررسي‌هايي براي يافتن افرادي كه احتملا آلوده شده و بدون درمان‌‌ رها شده‌اند شروع خواهد شد! هيلاري كلينتون پس از 60 سال معذرت خواهي كرد! 5- بررسي اثرات بمب اتمي بر روي انسان در طي پروژه منهتن كه منجر به ساخت و آزمايش اولين بمب اتمي شد، اثرات مواد راديو اكتيو از طريق تزريق پلوتونيوم به تعدادي از بيماران بيمارستان‌هاي ارتش و بيمارستان شيكاگو بررسي شد. اين بيماران از موضوع بي‌اطلاع بوده و آزمايش كاملا به صورت سري انجام شد. در پروژه‌اي موسوم به Oak Ridge اين آزمايش‌ها بر روي تعدادي از سربازان نيز انجام شد. اكثر اين افراد در اثر صدمات ناشي از تزريق پلوتونيوم عمر كوتاهي داشته و جان خود را از دست دادند. در ماساچوست دكتر سوئيت (William Sweet) مامور تكرار آزمايش با استفاده از اورانيوم شد. او در سال ۱۹۴۷ بودجه‌اي از طرف پروژه منهتن در اختيار داشت و به بررسي آثار تزريق اورانيوم به بيماران پرداخت. 6- تزريق عامل شيميايي نارجي (ديوكسيدين) به زندانيان عامل نارنجي يكي از خطرناك‌ترين مواد شيميايي در تسليحات نامتعارف است كه آمريكايي‌ها از آن در جنگ ويتنام استفاده كردند. به تصوير كشيدن اثرات اين ماده بر روي انسان و همچنين نوزادان متولد شده از زنان در معرض قرار گرفته دشوار است. كمپاني Dow Chemical بعد از دريافت بودجه‌اي براي توليد اين عامل با ارتش آمريكا در مورد آزمايش آن بر روي انسان همكاري كرد. دكتر كليگمن (Dr. Albert Kligman) در يك سري آزمايش ديوكسيدين كه ماده اصلي اين عامل است را به بدن زندانيان تزريق و اثرات آن را مطالعه كرد. بديهي است با ديدن تصاوير مربوط به ويتنامي‌هايي كه تحت تاثير اين ماده بوده‌اند آشكار خواهد بود كه تزريق اين ماده خطرناك به بدن زندانيان چه بلايي بر سر آن‌ها آورده است. تاثير عامل نارنجي بر بدن يك سرباز ويتنامي 7- عمليات پيپر كليپ Paper Clip طي اين عمليات كه بعد از جنگ جهاني دوم انجام گرفت ارتش آمريكا محققين درگير در آزمايش‌هاي مرتبط با ساخت بمب‌هاي شيميايي و بيولوژيك و نيز افرادي كه در آزمايش بر روي انسان زنده تبحر پيدا كرده بودند را از اروپا به آمريكا منتقل كرده و ضمن حمايت از آن‌ها با اعطاي هويت‌هاي جعلي از آن‌ها در آزمايشگاه‌هاي خود براي توسعه تسليحات نامتعارف استفاده كرد. محققين اروپايي آزمايش‌هاي دهشتناكي مانند پيوند جسمي دو قلو‌ها براي ايجاد يك واحد جسمي، تخريب بافت عصبي افراد بدون بيهوش كردن آن‌ها و مطالعه اثرات انفجار بر اين افراد انجام داده بودند كه براي ارتش آمريكا بسيار جذاب بود. اين محققين با امكانات فراهم شده در ارتش آمريكا به جنايات خود عليه بشريت در خاك آمريكا ادامه دادند. 8- مبتلا كردن مردم پورتوريكو به سرطان در سال ۱۹۳۱ دكتر رودز (Cornelius Rhoads) با دريافت بودجه‌اي از بنياد راكفلر مامور شد در مورد سرطان تحقيق كند. او براي اين كار مردم پورتوريكو را انتخاب كرد و پس از مبتلا كردن ايشان به سرطان به آزمايش‌هاي خود پرداخت. اين آزمايش‌ها ده‌ها مورد مرگ را در پي داشت. او بعد‌ها به عنوان نائب رئيس انجمن سرطان آمريكا انتخاب شد. نظام ضد بشري از رودز تشكر مي كند! 9- آزمايش‌هاي پرتودهي بر روي انسان در دهه ۶۰ ميلادي پنتاگون يك سري آزمايش‌هاي پرتودهي انجام داد. براي اين كار مردم فقير سياه پوست كه به سرطان مبتلا بودند انتخاب شدند. به آن‌ها گفته شده بود كه نوعي فرايند درماني بر روي آن‌ها انجام خواهد شد در حالي كه هدف، آزمايش اثرات پرتودهي شديد بر روي بدن انسان بود. با ترفندهاي گوناگون از اين بيماران رضايت نامه‌هايي اخذ شده بود تا بعدا مشكلي پيش نيايد. به همين شكل دكتر سينگر (Eugene Saenger) از طرف آژانس حمايتي دفاع اتمي بودجه‌اي براي آزمايش پرتو X بر روي انسان دريافت كرد كه نتيجه تحقيقات او مرگ حداقل ۲۰ انسان فقير سياه پوست بود. پرتوهاي مضر تقويت شده بافت‌هاي دروني و پوست اين بيماران را تخريب مي‌كرد و آن‌ها را در وضعيت فلاكت باري قرار مي‌داد. سياه پوستان انتخاب مناسبي براي آزمايش ها تلقي مي شدند 10- پروژه كليماكس طي آن خانه‌هايي در نيويورك و سانفرانسيسكو ساخته شد تا محل مناسبي براي آزمايش اثرات ماده روان گردان LSD بر روي افراد باشد. براي جذب افراد به اين خانه‌ها از فاحشه‌هايي كه از سيا حقوق مي‌گرفتند استفاده مي‌شد. به افراد پس از ورود به اين خانه‌ها به اجبار انواع مختلف مواد روانگردان به خصوص LSD تزريق مي‌شد. سپس در چند روز آينده از خروج آن‌ها جلوگيري شده و متخصصين حاضر در اين خانه‌ها به مطالعه رفتار و اثرات اين مواد در افراد مي‌پرداختند. در برخي موارد براي مشاهده حد نهايي اثرات، مقادير فراوان و غير معمولي از مواد به افراد كه اكثرا نير از جوانان بودند؛ تزريق مي‌شد. جوانان پس از ورود به خانه هاي كليماكس در اختيار كارشناسان مواد روانگردان قرار مي گرفتند 11- گرد و غبار اتمي در اقيانوس آرام بعد از موفقيت آمريكا در جنايت بزرگ اتمي در هيروشيما و ناكازاكي، سردمداران اين كشور شروع به تست صد‌ها بمب هسته‌اي در اقيانوس آرام كردند. اين بار خطر قدرت اتمي شوروي بهانه انجام اين آزمايش‌هاي هولناك بود. در ۱۹۵۴ در جزاير مارشال يكي از بزرگ‌ترين آزمايش‌هاي اتمي انجام شد. وجود اين آزمايش‌ها كه تا آن زمان به صورت مخفي انجام مي‌شد در اثر وزش باد و انتقال گرد و غبارهاي آلوده با ذرات راديواكتيو به سوي جزاير اطراف آشكار شد و مخفي كاري آمريكا با شكست مواجه گرديد. مردم جزايري كه در معرض اين غبارات قرار گرفتند به بيماري‌هاي شديدي دچار شدند كه از جمله آن‌ها نقايص مادر زادي بود. در نسل‌هاي بعدي بيماري‌هايي همچون سرطان غدد تيروئيد و تومورهاي مختلف در بين مردم اين جزاير ديده شد. آمريكا حتي به اين جنايت نيز به صورت فرصتي نگاه كرده و پروژه ¼ را كه شامل بررسي آثار غبارهاي راديواكتيو بر روي انسان بود را اجرا كرد. همين موضوع موجب مطرح شدن بحث‌هايي در مورد عمدي بودن ايجاد و هدايت گرد و غبارهاي راديواكتيو به سوي مردم جزاير اقيانوس آرام شد. اثر پرتوهاي راديواكتيو بر بدن افراد 12- تاسكيگ: از سال ۱۹۳۲ تا ۱۹۷۲ محققين ۴۰۰ مرد سياه پوست را در منطقه تاسكيگ آلاباما براي مطالعه مراحل پيشرفت بيماري سيفليس به باكتري اين بيماري آلوده كردند. در حالي كه هيچ‌گاه به اين افراد در مورد بيماريشان چيزي گفته نشد. به آن‌ها گفته شده بود كه به بيماري جعلي «خون بد» دچار هستند و پزشكان در تلاش براي معالجه آنانند. با اينكه در سال ۱۹۷۴ پني سيلين به عنوان درمان سيفليس مطرح شد اما باز قربانيان تاسكيگ از اين موضوع بي‌خبر نگه داشته شدند تا مطالعه اين بيماري كه اثرات طولاني مدتي بر بدن انسان دارد تا ۳۰ سال ادامه داشته باشد. با روشن شدن جوانب اين جنايت اعتراض‌هاي شديدي انجام گرفت تا جايي كه كلينتون مجبور به عذرخواهي رسمي از مردم اين كشور گرديد و گفت متاسف است كه دولت «يك پژوهش‌نژاد پرستانه را ترتيب داده است« به آن‌ها گفته شده بود كه به بيماري جعلي «خون بد» دچار هستند يقينا در سال‌هاي آينده شاهد اشكار شدن آزمايش‌هاي ضد انساني و دهشتناك بيشتري بر روي انسان و ديگر موجودات زنده خواهيم بود. آزمايش‌هايي كه قطعا هم اكنون نيز از سوي بزرگ‌ترين داعيه دار حقوق بشر در آزمايشگاه‌هاي مخفي ارتش آمريكا و يا در قالب برنامه‌هاي مختلف بهداشتي بر روي مردم كشورهاي فقير انجام مي‌شود.

دسته ها : خبر
بیست و چهارم 5 1391 16:40
وقتي كسي مدير باشد!
ويكتور دومينيلو، وزير امور اجتماعي و شهروندي ايالت نيو ساوت ولز استراليا، اعلام كرد: امسال براي نخستين مرتبه، همچون مسلمانان روزه خواهد گرفت. وي گفته است: زمان افطار، فضايي از صداقت و برادري مي آفريند. اين زمان بر ذهن ها آثاري بر جاي مي گذار كه محو ناشدني است.

وزير استراليايي، براي نخستين بار، مثل مسلمانان روزه مي گيرد.

 

به گزارش «روزگار نو»، ويكتور دومينيلو، وزير امور اجتماعي و شهروندي ايالت نيو ساوت ولز استراليا، اعلام كرد: امسال براي نخستين مرتبه، همچون مسلمانان روزه خواهد گرفت.

 

وي گفته است: زمان افطار، فضايي از صداقت و برادري مي آفريند. اين زمان بر ذهن ها آثاري بر جاي مي گذار كه محو ناشدني است.

 

بنا بر اين گزارش، وي افزوده است: در اين ايالت با مسلمانان رابطه خوبي دارد و  از سوي گروه هاي زيادي از ايشان به مراسم هاي ماه رمضان دعوت مي شود كه به همه آنها پاسخ مثبت خواهد داد.

 

به گفته دومينيلو، همه هدايا و كمك هايي كه در برنامه هاي مختلف اين ماه گرد آوري مي شود به كشورهاي فقير آفريقايي ارسال خواهد شد.

دسته ها : خبر
دوم 5 1391 15:41
ظاهرا رايگان بودن استفاده از كانال فاضلاب، عدم نياز به انرژي برق و داشتن ازت و فسفر و مهمتر از همه عدم برخورد قانوني، استفاده از فاضلاب براي آبياري مزارع سبزي را براي برخي كشاورزان از آب تصفيه شده سالم، آسان‌تر و به صرفه‌تر كرده است.
فارس، با وجود ممنوعيت قانوني و آثار سوء بهداشتي، آبياري سبزيجات اهواز با فاضلاب همچنان ادامه دارد.

طبق آخرين آمار‌ها در نيمي از استان‌هاي كشور (با شدت و ضعف) هنوز فاضلاب براي آبياري مورد استفاده مي‌گيرد، اگر چه گفته مي‌شود سطح كشت با فاضلاب كم شده اما هنوز حدود 5 هزار هكتار از اراضي از فاضلاب براي آبياري استفاده مي‌كنند كه در برخي نواحي در زمينه شيوع وبا نقش داشته است.

اخيرا نيز برخلاف اظهارات گذشته رئيس سازمان جهاد كشاورزي خوزستان معلوم شد، چند سالي است 10 هكتار از مزارعي كه در نوار ساحلي كارون حد فاصل پل پنجم و ششم در اهواز سبزي كاري شده‌اند، با فاضلاب آبياري مي‌شوند.

اين در حاليست كه براساس قانون مجازات اسلامي و شوراي عالي سلامت و امنيت غذايي كشور، آبياري محصولات كشاورزي و سبزيجات با فاضلاب خام ممنوع است.

* فاضلاب به صرفه‌تر است

ظاهرا رايگان بودن استفاده از كانال فاضلاب، عدم نياز به انرژي برق و داشتن ازت و فسفر و مهمتر از همه عدم برخورد قانوني، استفاده از فاضلاب براي آبياري مزارع سبزي را براي برخي كشاورزان از آب تصفيه شده سالم، آسان‌تر و به صرفه‌تر كرده است. از اين رو، برخي افراد از سهل انگاري نهادهاي ناظر سوءاستفاده كرده، هنوز هم از اين نوع آبياري استفاده مي‌كنند.

رئيس اداره جهاد كشاورزي اهواز هم استفاده از فاضلاب براي آبياري سبزيجات را در اهواز تاييد كرد.

عبدالرضا نيسي اگر چه مخالفت شديد خود را با استفاده از اين روش براي آبياري مزارع اعلام كرد، اما وظايف جهاد كشاورزي را محدود به همكاري نكردن با اين كشاورزان دانست و گفت: برخورد با اين افراد وظيفه ما نيست، اين مسئوليت بر عهده بهداشت است و ما فقط مي‌توانيم نهاده‌هاي كشاورزي در اختيار كشاورزان متخلف قرار ندهيم.

اين مقام مسئول بدون اينكه به وظيفه جهاد كشاورزي در زمينه آموزش كشاورزان و ارتقاي آگاهي آنها اشاره‌اي كند، افزود: عكس و مستندات عملكرد اين كشاورزان تهيه شده و در اختيار معاونت بهداشت دانشگاه علوم پزشكي به عنوان دبير شوراي سلامت قرار داده شده است.

* زنگ خطر وبا

اگر چه از نظر استاندارد سازمان حفاظت محيط زيست كشور، استفاده از فاضلاب تصفيه شده براي آبياري برخي محصولات مجاز است، اما اين مسئله در مورد صيفي‌جات تفاوت دارد، به طوري كه حتي استفاده از فاضلاب تصفيه شده نيز در اين مورد غيرمجاز و جرم تلقي مي‌شود.

به گفته كار‌شناسان بهداشت محيط، بروز آلودگي‌هاي ميكروبي و شيميايي از عوارض آبياري سبزيجات با فاضلاب است كه به علت جذب فلزات سنگين در گياهان رخ مي‌دهد.

در سال‌هاي اخير با شدت گرفتن مخالفت‌ها با آبياري با فاضلاب قرار بر اين شد كه با همكاري استانداري‌ها و فرمانداري‌ها هر چه زود‌تر اين مشكل ساماندهي و از ادامه آبياري با فاضلاب جلوگيري شود.

پيگيري فارس براي گفت‌وگو با فرماندار اهواز به عنوان رئيس شوراي سلامت اين شهرستان و اطلاع از اقدامات انجام شده بي‌نتيجه ماند اما دبير شوراي سلامت استان و رئيس مركز بهداشت خوزستان، در اين باره گفت: تنها يك مورد استفاده از فاضلاب براي آبياري سبزيجات در اهواز مشاهده شده است كه در حال پيگيري آن هستيم.

شهرام رفيع هشدار داد: استفاده از فاضلاب براي آبياري سبزيجات علاوه بر انتقال بيماري‌ها و طغيان بيماري‌هاي روده‌اي، ممكن است در مقطع كنوني موجب شيوع وبا شود.

رفيع توپ را به زمين شركت آب و فاضلاب اهواز انداخت و گفت: اين مسئله در شوراي سلامت استان طرح و قرار شد شركت آب و فاضلاب اهواز در اين مورد اقدام كند.

* يك سال مكاتبه

هنوز هم فاضلاب‌هاي شهري در اهواز ساماندهي نشده است، به طوري كه در بيش از 10 نقطه شهر، فاضلاب به صورت مستقيم به رودخانه كارون تخليه مي‌شود، در منطقه كوي مشعلي نيز ورودي 25 تا 30 ليتر در ثانيه فاضلاب به رودخانه زمينه سوء استفاده برخي كشاورزان را فراهم كرده است.

معاون بهره‌برداري شركت آب و فاضلاب اهواز در اين باره گفت: تعدادي از كشاورزان از فاضلاب ايستگاه پمپاژ قديمي كوي مشعلي برداشت‌هاي غيرمجازي براي آبياري انجام مي‌دهند كه در اين زمينه از سال90 مكاتباتي با محيط زيست، بهداشت و فرمانداري صورت گرفته است.

احمد منجزي اظهار كرد: اين منطقه در آينده قرار است زير پوشش تصفيه خانه شرق اهواز كه هنوز به طور كامل اجرا نشده، قرار گيرد.

وي افزود: با اجراي طرح موقت در آن منطقه، مشكل قابل حل نيست به همين دليل سعي مي‌شود تا يك سال آينده در اين محل طرحي، مطالعه، تامين اعتبار و اجرا شود تا فاضلاب‌هاي ورودي به رودخانه جمع‌آوري و به وسيله لوله منتقل شود.

منجزي راه حل كوتاه مدت را مداخله مركز بهداشت، فرمانداري و دادستاني براي جلوگيري از ادامه استفاده از خروجي فاضلاب دانست.

رئيس اداره حفاظت محيط زيست اهواز اما انتقاد خود را متوجه شركت آب و فاضلاب اهواز كرد: رهاسازي فاضلاب خام در طبيعت به شكل كنوني ممنوع است و ابعاد نظارتي ما در اين زمينه متوجه شركت آب و فاضلاب اهواز است.

آرمين صارمي‌فر افزود: روي عملكرد اين شركت بحث داريم و معتقد هستيم فاضلاب نبايد قابل دسترسي باشد كه بتوان از آن سوء استفاده كرد.

وي ادامه داد: با توجه به اينكه اداره حفاظت محيط زيست در اين زمينه مستقيما مسئوليتي ندارد، با بهداشت صورت جلسه مشتركي با عنوان تهديد عليه بهداشت عمومي، تنظيم كرده كه در حال پيگيري حقوقي است.

بسياري از خانواده‌ها سبزي مصرفي روزانه خود را با خيالي آسوده از بازار تهيه مي‌كنند در حالي كه اطمينان دارند متوليان بهداشت جامعه بر نحوه توليد و عرضه اين محصول نظارت كامل دارند. با اين اوصاف آيا اين اطمينان خاطر را مي‌توان باز هم از مردم انتظار داشت؟
دسته ها : خبر
دوم 5 1391 15:34

يك سئوال جدي  :ديده بانِ كور (The Blind wath)

http://www.afsaran.ir/links/subject/232

mojtaba1746آهاي ديده بان حقوق بشر كه احمقانه دم از انسانيت و حقوق بشر مي زني ، چرا چشمان كورت را به صحنه ي قتل عام كودكان بيگناه مسلمان در ميانمار و بحرين و سوريه كه با حمايت تو قتل عام ميشوند بسته اي؟! تو ديده بان شيطان هستي.
Hoy "the Human Watch"! That Senseless boasts from human rights,Why you have been kept your blind eyes to muslim s kids carnage scenes in Myanmar, Bahrain and Syria that they are carnaged with your supports you are the Devil watch.

دسته ها : خبر
اول 5 1391 12:34
X